محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

177

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

و بدين‌گونه ، خداوند موسى را در آن سرزمين پاكيزه كه بخشى از صحرا سينا بود ، به پيامبرى خويش برگزيد و او را به رسالت نزد فرعون فرستاد : « تو و برادرت نشانه‌ها و معجزه‌هاى مرا ببريد و مرا از ياد نبريد ، به نزد فرعون برويد كه سركشى كرده است و با او به نرمى سخن گوييد باشد كه بپذيرد يا بيمناك گردد . گفتند : پروردگارا ! ما مىترسيم كه بر ما پيش دستى و درازدستى كند يا گردن‌كشى نمايد . فرمود : نترسيد ، بىگمان من با شمايم ، مىشنوم و مىبينم ، پس نزد او برويد و بگوييد : ما فرستادگان پروردگار تو هستيم ، بنى اسرائيل را با ما همراه كن و از شكنجه و آزار آنان دست بازدار كه ما از سوى خدايت نشانه و معجزه‌اى برايت آورده‌ايم و درود بر كسى كه راه هدايت را پيروى كند » . « 1 » اين جا بود كه موسى دريافت چه بار سنگينى بر دوشش نهاده شده است ، آن هم در حال و هنگامى كه پس از سال‌ها دورى و دربه‌درى اينك كه راهى زادگاه خويش بود و پيش خود مىپنداشت كه دوران دورى ، گريز و ترس به سر آمده و دوران آسايش و آرامش و ديدار يار و ديار فرا رسيده است . روند كار ديگرگون شد و او فرمان يافت تا نزد تواناترين ، سركش‌ترين ، كفر پيشه‌ترين و ناسپاس‌ترين شاهان جهان كه بيشترين سربازان را در آن روزگار داشت رود و او را به خداپرستى و راستى و دادورزى فرا خواند . موسى فرعون را خوب مىشناخت ، زيرا در كاخ او پرورده شده بود و از نزديك غرور و قدرت و سركشى او ، و نيز آزار و شكنجه‌ها و سخت‌گيرىهاى او بر اسرائيليان را ديده بود ، او همهء اين‌ها را مىدانست ، و مىدانست كه به رويارويى نيرومندترين فرمانروا و سركش‌ترين قدرت روى زمين مىرود ، و آگاه بود كه روزگار دراز بردگى ، مردمش را به خوارى كشانده و سرشتشان را تباه ساخته است . از اين روى چنان كه سيد قطب گفته است ، رسالتى كه بر دوش موسى نهاده شده بود ، جداى از رسالت پيامبر اسلام ( ص ) بزرگ‌ترين و سنگين‌ترين رسالتى است كه بر دوش بشرى نهاده شده است .

--> - وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً * وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً * إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً * قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى » ( سورهء طه ، آيات 17 - 36 ) . ( 1 ) . « اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي * اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى * فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى * قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى * قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى * فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى * ( سورهء طه ، آيات 42 - 47 ) .